مردن ؟!
خیلی احتمالا چیز عجیبی نیست ُ به خودت میای و می بینی دیگه نفس نمیکشی و خیلی راحت می تونی از جسمت جدا بشی !
قبل از اون رخداد فیزیکی احتمالا بار ها و بار ها برامون اتفاق می افته که می میریم بار ها و بار ها حس میکنیم که ی چیزی ازمون جدا شده و دیگه تو مسیر قبلی نیستیم ُ حالا شما جای قبر رو با جاهای دیگه زندگی عوض کن .
فی الحال که تو چهارمین خط از نوشتنم هستم سو سوی آرامش خودش رو به قلبم نشون داده و این یعنی راه روشنه و نوشتن قطع به یقین هنوز ازون چیزاییه که میتونی بهش اعتماد کنی ُ نوشتن برای شروع سخته ...نمیدونی چی بگی و می ترسی از رخ ندادن همه ی اون نقشه هایی که برای اینجا داری ...به خاطر همینه که اسم این وبلاگ شد این :
haphazard / adj
happening or done in a way that is not planned or organized
exa : a haphazard way /manner/fashion
درست مثل زندگی خودم که نمیدونم فعلا کجاش به کجاش ربط داره و درست مثل آینده ی خودم که نمی تونم براش تصمیم بگیرم ُ شاید عجیب و غریب باشه اما این اتفاقیه که داره برا من رخ می ده ُ می دونم خیلی ها به مسیری که میرن اطمینان ندارن ُ اما اونایی که همه چیز دنیا براشون جذابه و انقدر خودشون رو غرق فکرا و فلسفه ی زندگی کردن و همه چی می خوان قطعا انقدر ها زیاد نیستن.
این جا می نویسم ..از تموم اون اتفاقا و فکرایی که میتونه روز ها از کار و زندگی بندازتمون ..از تموم خیالاتی که میاد تو ذهنم و به خاطر سازگاری و توجهی که به بقیه دارم سانسورشون می کنم ... چرا اینجارو انتخاب کردم ؟ خب کجا ؟! وبلاگ راحله رو مدت هاست دنبال می کنم چون نوشته هاشو دوست دارم ..حالا فک میکنم اگه کسی نوشته ها و بعدش من دغدغه اش باشیم میاد اینجا و می خونه ُ اینجا بیشتر نوشته هان که مخاطبشون رو پیدا می کنن ُ ویژگی ای که اینستا نداره ..چرا که هزاران نفر رو فالو میکنی چون می شناسیشون یا هرچی و بعد مستقیم خبرشون می کنی که بیا و بخون و حتما همرو بخون . اینستا ! بیشتر از هر وقت دیگه ای ازش احساس انزجار دارم ُ شاید همه مثل من نباشن و محیطش رو مثل من نبینن ... اما من نمی تونم مدیریت کنم این هجمه از اطلاعات بی مورد از زندگی مردم و دغدغه های اجتماعی و رویا های شخصی و غیره و غیره که زهنم رو از کار میندازن . این هم یحتمل مرتبطه با تیپ شخصیتی م ...می خوام اینجا یکم خلوت کنم و دور اشم از اون فضای های شو آف ! قطعا ی وقت هایی میام اینستا و پست هم میذارم و دور هم کیف هم میکنیم و جواب ابراز علاقه های الکی همو میدیم . اما اونقدر ها دیگه روش متمرکز نیستم و حواسم به کارهایی که می کنم نخواهد بود چون به هم ریختگی و افسار گسیختگی اطلاعات دیگه شده از ویژگی های اون جا !
اگه نوشته و فکری دیدین که برا شما هم جای بحث داشت ُ حتما بهم بگین قطعا می تونیم به هم کمک کنیم !